Soheila Mojtabaei - Persönlichkeitsentwicklung, Kompetenz- & Potentialanalyse, Beratung/Therapie Köln

به زبان فارسی

با درود بر ایرانیان عزیز


بزودی این صفحه به زبان فارسی آماده میشود

اگر شما پیشنهاد یا خواستی دارید، خوشحال و ممنون  میشوم، اگر برایم بنویسید.  زبان الکن مرا با بزرگواری خود ببخشید


شما میتوانید افکار منفی خود را کنترل کنید


1ـ  اگر شما آگاهانه، علیرغم بی حوصلگی و اندوه درونتان، سعی در ایحاد قیافه ای دوستانه و چهره ای خندان نمایید. با این کار ایجاد نیروی مثبت و شاد ابی در درون خود میکنید

2ـ  اگر شما آگاهانه ماهیچه های بدن خود را آزاد ول کنید و نفس عمیق (با بازدم طولانی) بکشید، ترس شما تخفیف یافته وشهامت درونی شما افزایش مییابد

3ـ  اگر شما آگاهانه بد نتان  را کشیده ومستقیم نگهدارید، و با نگاه مستقیم با طرف مقابل اتان ارتباط برقرار نموده و با صدای محکم صحبت کنید، احساس قوی بودن و اعتماد به نفس بیشتری خواهثد یافت

4ـ  اگر شما آگاهانه موقعیتهای بیشتر برای خندیدن ایجاد کنید (مانند لطیفه، کارتون، فیلمهای خنده دار)، این عمل سبب ثرشح آنزیمها در مغز میشود (مشابه مرفین) و این شادابی و سرزندگی بیشتری را در شما ایجاد میکند. همچنین خواندن و رقصید ن

5ـ  اگر شما آگاهانه ورزش (مانند دویدن یا تند راه رفتن) را بصورت مستمر (هر روز) انجام دهید و تغذ یۀ سالم داشته باشید، علاوه بر اثر مثبت روی احساس و افکار خود، باعث بهتر شدن ریتم ضربان قلب،  از بین رفتن چربی خون، قویتر شدن ماهیچه های ریه، تراکم بیشتر استخوانها، بالا رفتن قدرت بدنی و عملکرد بهتر مغز و عضلا ت میشود

 

 

یک داستان برای دوستان

ترس شمع

یکروزی کبریت میره پیش شمع و میگوید: من ماموریت دارم، ترا بسوزانم

شمع ترس برش داشت و گفت: اوه نه، فقط این یک کار را نکن. اگر من بسوزم، روزهای من به آخر میرسد و میمیرم. دیگر کسی زیبایی مرا تحسین نمیکند. و شروع به گریه کرد

کبریت از او پرسید: آیا تو میخواهی در زندگی خود سخت و سرد باقی بمانی، بدون اینکه زندگی کرده باشی؟

شمع با بغض و ترس میگوید: ولی سوختن درد دارد و نیروی مرا میگیرد

کبریت گفت: این حرفت درست است، ولی دقیقا این  سر ماموریت ما در زندگی است، هدف ما این است که روشنائی ببحشیم. کاری که من میتوانم بکنم، خیلی کم است.ولی اگر ترا نسوزانم، زندگی ام مفهوم  خود را از دست میدهد

من برای این هستم که آتش برافروزم،  تو شمع هستی و باید به دیگران روشنایی و گرما ببخشی

درد و رنجی که تو می بری، تبدیل به نور میشود. نیروی تو گم نمیشود، بلکه دیگران آتش ترا حمل میکنند. اما اگر تو ماموریت خود را انجام ندهی، آنوقت  بودن تو با نبودنت فرقی ندارد

شمع فیلتر خود را بالا میگیرد و پر از انتظار میگوید: خواهش میکنم بسوزان مرا